تبليغاتX
" نقد فیلم و بازیگری در سینمای ایران
من در این وبلاگ نقد فیلم و نیم نگاهی به بازیگری خواهم داشت

 

 قول ، دوستي ، رفاقت ، مرام داشتن ، عشق و غيرت .......و چاقو . همه اين كلمات دنياي اشناي است از سينماي مسعود كيمياي . براي مني كه در زمان رضا موتوي و قيصر و گوزن ها نبودم . هميشه دنياي سلطان و مرسدس وآن جمع دوستانه جذابيت خاصي داشته و دارد . اينكه مسعود كيميايي  يكسره در فيلمهايش دنياي شبيه به هم را با ديالوگهاي نشات گرفته از جامعه معاصر در قابهاي جديدتر وبا چهره هاي جوانتر به مخاطب عرضه مي كند چيز جديدي نيست . داستان هميشگي سينماي كيميايي است كه در اواخر دهه 40 و 50  نام موج نوي سينماي ايران را يدك مي كشيد و در زمان حال نيز سينمايي كه فقط مختص نام اوست . اما نكته اي كه در سينماي معترض كيميايي به غير از داستانهاي خاص و پرداختن به روايت  ادمهاي حاشيه اي جامعه كه در اثار سينمايي ديگر كارگردانان كمرنگ و در اثار او جلوه بيشتري دارند . شخصيتهاي قصه است . او در تمامي اثارش چه زماني كه بهروز وثوقي جوان اول فيلمهايش بود و چه حالا كه با محمد رضا فروتن و پولادش فيلم ميسازد به شدت جلوه گري ميكند. اعتراض كاراكترهاي فيلم هاي مسعود كيميايي است . در همه آثار او نسلي را ميبينيم كه معترض است . به جامعه و تحميل هاي كه از طرف جامعه بر او وارد شده است . حالا كاراكتر عصيانگير داستان در جستجوي انتقام سر بلند كرده است . و در نهايت اين كينه قديمي و كهنه را با ضرب چاقو بر پيكر عنصر بد داستان كه نمادي از جامعه است فرود خواهد آورد . اين عنصر جدا نشدني همه قصه هاي مسعود كيميايي با همه كاراكترهاي گوناگونش است كه در اين سي وجندي سال براي نسل گذشته و نسل امروز روايت شده . عصايانگري .

محاكمه در خيابان اخرين ساخته مسعود كيميايي يك فيلم تميز و شسته روفته از اب در آمده است . نماي بسيار زياد خارجي . ديدن نماهاي بسيار زيبا از شهر تهران كه به مدد فيلمبرداري خوب تورج منصوري با پس زمينه سياه و سفيد فيلم دنياي تازه اي از شهر تهران را در مقابل چشمهاي تماشاگري كه روزهايش را در همين خيابانها طي مي كند ، ترسيم كرده كه بسيار چشم نواز است . بازيهاي خوب فيلم از حامد بهداد با همان سكانس هاي كوتاه داخل چال تعميرگاه و اداي ديالوگهايي كه مختص سينماي كميايي است   تا دلمردگي مرد تنهاي كه باز هم از رفيق و شريكش نارو خورده است و مرگ او با چاقوي رفيق در حالي كه عشقش را دزيده است با بازي تلخ محمد رضا فروتن  و بازي درخشان پولاد كيميايي دامادي كه در شب عروسي به عشقش شك مي كند، همه خوب است .و جاي هيچ اشكالي به ساختار بازيگري در كل فيلم نيست . همه چيز خوب و كامل است . ديالوگها و داستان كلي فيلم با سيناپس كه اصغر فرهادي نوشته . حفظ ضرباهنگ داستان و حفظ تعليق و درگيري شخصيت داماد نگران و سر در گم در كل روايت با ان نمايي تلخ پاياني تصوير مرجان در دستان عبد همه حكايت از استادي كيميايي در روايت داستانهاي تلخ اجتماعي دارد . اما چيزي كه هنوز براي نگارنده جالب است . قبول اين واقعيت و پذيرفتن دنياي است كه كيميايي هنوز در ان زندگي مي كند اما جوان امروزي ديگر از نگاه او به اين مقوله نمي نگرد . اينكه انتقام خيانت در عشق را هنوز هم ميتوان با يك چاقو در دست از همه جامعه گرفت .سوالي كه هميشه در ذهن تماشاگر سينماي كيميايي تكرار خواهد شد . اينكه تا چه حد ميتوان حقانيت اين موضوع را ثابت كرد كه كاراكتر زخم خورده داستان به خاطر رفاقت و مردانگي و عشق تا چه چقدر مجاز به عصيان در برابر جامعه و قانون است؟ تا حدي كه خود محاكمه خاطي را در خيابان انجام دهد . سوالي است كه هميشه پس از روياروي با سينماي معترض كيميايي در ذهن تداعي مي شود .

دراينكه مسعود كيميايي استاد بزرگي است و سينمايي ايران حداقل در معرفي بازيگران بزرگ خود مديون فيلمهاي اوست شكي نيست . اما ديدن اين همه سياهي در يك فيلم اين تلخي را كه اتفاقا به مذاق تماشاگر هم خوش نمي ايد . با او همراه خواهد كرد . در هر صورت دنياي اين كارگردان برجسته با ان ميزانسهاي زيبا همين است كه در اين سي و اندي سال بوده است . روايت تلخي از جامعه عصيانگر شهر نشين امروز با همه زواياي تاريك آن، همان داستان قديمي خيانت در رفاقت و عشق.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 22 آبان1388ساعت 15:19  توسط محیا   | 

 

 

من يك خدمتگزار فرهنگي هستم

+ نوشته شده در  جمعه 22 آبان1388ساعت 0:36  توسط محیا   | 

پاييز هميشه فصل زيبايي است .اگر همه درگيريها و روزمرگي ها زندگي و كار اجازه انديشيدن به اين همه زيبايي را بدهد پاييز فصل زيبايي است اگر اين ماشين هاي هميشه سرگردان در خيابانهاي پايتخت شلوغ و بي در و پيكر تهران فرصتي براي انديشيدن به اين همه زيبايي رنگارنگ بدهد . پاييزو.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 21:4  توسط محیا   | 

 

 

در لینک زیر

حبیب پارسا یک شخصیت ایرانی است که میتوان به آن افتخار کرد

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 10:4  توسط محیا   | 

 

حساب و كتاب من با مخاطبم فرق دارد

برای خواندن متن کامل مصاحبه به لینک زیر مراجعه نمائید

 

مصاحبه

+ نوشته شده در  جمعه 8 آبان1388ساعت 23:57  توسط محیا   | 

 

وقتي تلفني باهام هماهنگ كردن.اول يه كمي جا خوردم .بعد دست پام و جمع كردم و گفتم : چه عالي .چه فرصتي از اين بهتر . مدتها بود من دنبال جور شدن اين قرار ملاقات بودم . و حالا كه خدا كمك كرده و هماهنگ شده من ميتونم حرفهاي هاي كه چندين ماهه ميخوام در موردش صحبت كنم رو در رو بگم .بعضي از روزها واقعا كم مي اوردم .اينكه ديگه چي ميتونم بنويسم وقتي اين همه هوادار از من سوال ميكنن ، چرا اقاي حسيني دارن نقش شهيد بابايي رو بازي ميكنن ؟  اصلا از دوره اثارشون به اين شكل راضي هستند ؟ چي ميشه گفت وقتي اينقدراز حبيب پارسا مينويسن ؟ يا وقتي ميگن چرا و چراو ........و اينجوري شد كه شب 5 ابان ماه امسال فرصتي دست داد و رفتم خدمت اقاي حسيني . و ايشون هم بزرگواري رو در حق من تموم كردن و 4 ساعت با هم صحبت كرديم از همه جا ، كاراكترهاي مختلف ، فيلمها ، زندگي ، بازيگري ، دغدغه اينده و خيلي چيزهاي ديگه .واقعيت اينكه چون مطمئن نبوديم  قرار شد اين خبر را اعلام نكنيم تا شرمنده دوستان نشيم . دارم رو مصاحبه كار ميكنم و چون خيلي طولاني شده بايد تو چند قسمت تقسيم بشه وبه اميد خدا با توجه به هماهنگي  كه با خودشون كرديم قرارشد اولين قسمت مصاحبه رو جمعه مصادف با ميلاد امام رضا روي سايت قرار بديم .درست حدس زديد من ديشب به عنوان نماينده  سايت هواداران شهاب حسيني براي مصاحبه با ايشون رفته بودم كافه هنر و جاي خيلي از دوستان خالي بود . فعلا يا علي .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 16:14  توسط محیا   |